محمد مهدى ملايرى
31
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
پيروى از همان سنّت حاكم همهء آنها را از قول راويانى همچون هشام بن محمّد يا وهب بن منبّه يا شعبى و مانند اينها نقل كرده است و حتّى در تمام آن كتاب مفصّل اسمى هم از يك كتاب يا نوشتهء ايرانى كه مورد استفاده يا مراجعهء او بوده اگرچه ترجمهء عربى آن باشد ، ديده نمىشود . طبرى با اينكه در جاهائى از كتاب خود مطالبى هم از علماى فرس آورده كه مقصود وى علماى قبل از اسلام ايران بودهاند ولى در كتاب او نام هيچيك از آن علما را نمىتوان يافت . اين روش باعث گرديد كه كتابها و نوشتههاى پيش از اسلام ايران از مسير اصلى تاريخ اين دوران بر كنار ماند و مطالب آنها بىآنكه نامى از خود آنها برده شود كموبيش و گاه با اختصار و تحريف در مؤلّفات عربى ديگر گنجانده شود و خود آنها بهتدريج فراموش شوند و از ميان بروند . و چنين بود كه نوشتههاى ايرانى به هرصورت و در هر زمينه كه بود به خورد زبان عربى رفت و از خود آنها جز برخى نامها و آثار پراكندهء آنها در مؤلّفات قرنها نخستين نشانى باقى نماند . آنچنانكه با مرور زمان كمكم وجود چنان كتابها و نوشتههائى مورد ترديد افرادى كه با چنان مؤلّفاتى سروكارى نداشتند قرار گرفت « 1 » .
--> ( 1 ) - در اين زمينه اين داستان ، هم گفتنى است و هم درخور تأمّل ؛ در ايّامى كه در دانشگاه لبنان دربارهء كتابهائى كه ابن مقفّع ، به نوشتهء ابن نديم در الفهرست ، از فارسى به عربى ترجمه كرد مطالعه و تحقيقى مىكردم كه دامنهء آن در سالهاى بعد به صورت دو كتاب و رساله درآمد كه در دانشگاه لبنان يكى در موضوع « ترجمه و نقل از فارسى » ، و ديگرى در موضوع « مترجمان آثار فارسى به عربى در قرنهاى نخستين اسلامى » منتشر گرديد و شرح آنها در گفتار نخستين همين كتاب آمده ، روزى كه به سابقهء آشنائى به عيادت يكى از فضلاى ايرانى كه در بيمارستانهاى بيروت بسترى بود رفتم ، برحسب اتّفاق چند برگ از يادداشتهاى خود را در اين زمينه در دست داشتم و چون آن فاضل از محتواى آنها پرسيد و در پاسخ شنيد كه دربارهء كتابهاى فارسى است كه در دوران اسلامى به عربى ترجمه شده ، واكنش او چنان شگفتزده و ناباورانه بود كه گوئى امرى بسيار منكر شنيده است . اين رويداد ازآنرو درخور تأمّل است كه وى فردى ناآگاه نبود . در زىّ فقيهان بود و در فقه و قوانين مدنى منبعث از آن از اهل علم و اطلاع بهشمار مىرفت و بههمينسبب در دستگاه دولتى آن روز سمتى شبه قضائى داشت . در زبان عربى هم كم مايه نبود و استفاده از مآخذ قديم عربى را هم بهخوبى -